09201667074
چطور حسابان نهایی را بخوانیم که هم بفهمیم، هم نمرهی خوب بگیریم
حسابان از آن درسهایی است که اگر فقط بخواهی حفظش کنی، خیلی زود جا میمانی. این درس مثل یک موجود زنده است؛ باید باهاش رفیق شوی، باید بفهمی چی میگوید، باید منطقش را درک کنی. برای همین اولین نکته این است که حسابان را مثل یک داستان نگاه کنی، نه یک مشت فرمول خشک.
اول از همه باید بدانی حسابان سه ستون اصلی دارد: تابع، حد و مشتق. هر چیزی که در این کتاب میبینی، یکجوری به این سهتا وصل است. اگر این سهتا را خوب بفهمی، نصف راه را رفتهای. پس از همان اول، وقتت را روی فهمیدن مفهومها بگذار، نه روی حفظ کردن شکل فرمولها.
برای مثال، وقتی میگویی حد یعنی چی، لازم نیست از تعریف اپسیلون و دلتا شروع کنی. کافی است بفهمی حد یعنی «رفتار تابع وقتی به یک نقطه نزدیک میشویم». همین یک جمله اگر جا بیفتد، نصف سؤالهای حد برایت حل میشود. مشتق هم همینطور؛ مشتق یعنی «شیب»، یعنی «سرعت تغییر». اگر این را بفهمی، دیگر لازم نیست فرمولها را از بر کنی، خودت از دل مفهوم به فرمول میرسی.
حالا برسیم به روش مطالعه. بهترین کار این است که هر فصل را در سه مرحله بخوانی: اول مفهوم را بفهم، بعد مثالهای حلشده را با دقت نگاه کن، و در آخر تمرینهای ساده را خودت حل کن. اشتباه بزرگ بچهها این است که مستقیم میروند سراغ تستهای سخت و بعد ناامید میشوند. حسابان مثل ورزش است؛ اول باید بدن گرم شود، بعد میتوانی وزنهی سنگین برداری.
وقتی داری مثالها را نگاه میکنی، فقط نگاه نکن که «جواب چی شد». مهم این است که «چرا این کار را کرد». هر جا دیدی یک قدم را نمیفهمی، همانجا توقف کن. اگر از آن بگذری، بعداً همان نقطه تبدیل میشود به گره کور.
یک نکتهی مهم دیگر این است که حسابان درس «تکرار» است. یعنی اگر امروز مشتق را فهمیدی، فردا باید دوباره یکبار مرورش کنی. اگر این کار را نکنی، مغزت آن را میفرستد ته انبار. پس مرور کوتاه ولی مداوم خیلی مهم است. لازم نیست هر بار یک ساعت وقت بگذاری؛ روزی ده دقیقه هم کافی است.
برای امتحان نهایی، حتماً نمونهسؤالهای سالهای قبل را حل کن. امتحان نهایی سبک خاص خودش را دارد. ممکن است تو حسابان را خوب بفهمی، اما با سبک سؤالهای نهایی آشنا نباشی و همین باعث شود وقت کم بیاوری یا سؤال را اشتباه بخوانی. پس چندتا از سؤالهای نهایی را از اول تا آخر حل کن، حتی اگر بلد هستی، باز هم حل کن تا دستت بیاید.
یک نکتهی طلایی هم این است که حسابان را «پراکنده» نخوان. یعنی امروز یککم حد، فردا یککم تابع، پسفردا یککم مشتق. این روش فقط ذهنت را شلوغ میکند. هر فصل را کامل ببند، بعد برو سراغ بعدی. حسابان مثل یک زنجیر است؛ اگر حلقهها را نصفهنیمه ببندی، آخر کار زنجیر پاره میشود.
در نهایت، اگر جایی گیر کردی، از سؤال پرسیدن نترس. حسابان از آن درسهایی است که یک نکتهی کوچک میتواند کل فصل را برایت روشن کند. پس اگر یک مفهوم را نمیفهمی، همانجا بپرس، همانجا حلش کن. نگذار جمع شود.
اگر بخواهم همهی حرفها را در یک جمله خلاصه کنم، میشود این: حسابان را باید «فهمید»، نه «حفظ کرد». وقتی فهمیدی، حل کردن سؤالها میشود مثل بازی. حتی سؤالهای سخت هم دیگر ترسناک نیستند
راستی اگر با تمام این حرفها بازهم نگران قبولی هستی و یا میخوای نمره بیست بشی فقط کافیه تماس بگیری و در کلاسهای خصوصی حسابان استاد علیپور شرکت کنی
